به شاهرخ ، که رفاقتش همیشه مرغوب است
و همسنگر خاطره ها … علی نژاد مقدم

آهنگ : ديويد رنه
تنظيم : ديويد رنه ، شاهرخ شاهيد
خواننده : شاهرخ
ترانه سرا : علیرضا حسینی


نمیشه دل به هر کس داد
نمیشه از نفس افتاد
پرنده با پرِ بسته
نمیشه از قفس ، آزاد …

نمیشه شب به شب خوابید
فقط کابوسِ وحشت دید
نمیشه در سکوتِ خود
صدایِ گریه رو نشنید …

نمیشه غرقه در غم بود
ولی از گریه رو گردوند
نمیشه تا تهِ آواز
فقط از ترسِ فردا خوند …

گلویِ سازِ دلتنگی
پُر از فریادِ خاموشه
دوباره سَر بِده هق هق
بذار دستِ صدا رو شِه …

نمیشه دل به هر کس داد
نمیشه دل به هر کس بست
نمیشه رفت و راهی شد
رسید اما به یک بن بست …

چه رسمِ نا هماهنگی
همیشه رسمِ تقدیره
نمیشه بود و عاشق بود
واسه عاشق شدن دیره …

نمیشه غرقه در غم بود
ولی از گریه رو گردوند
نمیشه تا تهِ آواز
فقط از ترسِ فردا خوند …

گلویِ سازِ دلتنگی
پُر از فریادِ خاموشه
دوباره سَر بِده هق هق
بذار دستِ صدا رو شِه …

عباس آباد ، ۲۴ مهر ۸۴
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نمیشه را در روزهای خدمت سربازی در عباس آباد تنکابن ، در کنار رفیق همیشه ام علی نژاد مقدم نوشتم . در دفتر دایره ارجاعات . (همانجا علی به من گفت : این ترانه یه روز با یه صدا و موسیقی خوب منتشر میشه مطمئنم !!!) برای من که افسر وظیفه دایره آگاهی بودم در روزهای آنهمه تنهایی و دلتنگی ، قرار گرفتن در یک موقعیت خشک و خشن ، روحیه شکننده تری ساخته بود که آن بی تابی ها در ترانه ی نمیشه رقم زده شد و انصافاً ملودی و آواز ، حق مطلب را ادا نمودند .
سال ۸۶ بود که ترانه را در اختیار شاهرخ شاهید عزیز قرار دادم و چند روز بعد با من تماس گرفت و با صدایی پر از هیجان گفت : تو شهرام وفایی دیگه ی منی !!! (شهرام وفایی بسیاری از ترانه های ماندگارش را سروده بود) . از آنجا رفاقت و همکاری ما آغاز شد .
در دیدار نخسین ، دیدن اشک های شاهرخ دلم را لرزاند … اشک هایی که با پشت دست پاکشان می کرد … بیشتر از همکاری رابطه ی دوستانه ی ما اهمیت پیدا کرد به شکلی که هر دو جزوی از خانواده ی هم شدیم .